مقاله / پژوهش سامره حبیبی
زیور معاصر و حافظه فرهنگی؛ از ابریق سلجوقی تا بدن امروز
مقالهای مفصل درباره نسبت زیور معاصر با حافظه فرهنگی، نقش تاریخی و امکان بازآفرینی آگاهانه هویت ایرانی-اسلامی در طراحی امروز.
زیورآلات در نگاه نخست ممکن است در قلمرو آرایش، زیبایی و سلیقه فردی قرار بگیرند؛ اما تاریخ هنر نشان میدهد که زیور همواره چیزی فراتر از یک شیء تزئینی بوده است. زیور بر بدن مینشیند، با حرکت انسان همراه میشود، در مناسبات اجتماعی دیده میشود و در بسیاری از فرهنگها نشانهای از منزلت، باور، تعلق، خاطره یا هویت بوده است. از همین رو، مطالعه زیورآلات میتواند به مطالعه رابطه انسان با بدن، جامعه، تاریخ و حافظه فرهنگی تبدیل شود.
پایاننامه سامره حبیبی سلماسی با عنوان «طراحی و ساخت زیورآلات با الهام از نقوش ابریقهای دوره سلجوقی» از همین نقطه آغاز میکند. پرسش اصلی این پژوهش آن نیست که چگونه میتوان یک نقش قدیمی را روی یک قطعه جدید منتقل کرد؛ پرسش عمیقتر این است که چگونه میتوان از یک سنت تاریخی الهام گرفت و در عین حال شیئی ساخت که برای زندگی امروز قابل استفاده، قابل فهم و واجد کیفیت طراحی باشد.
دوره سلجوقی در تاریخ هنر ایران، بهویژه در حوزه فلزکاری، دورهای درخشان و پرمایه است. ابریقهای فلزی این دوره از نظر فرم، تکنیک و تنوع نقش، ظرفیت بالایی برای مطالعه دارند. بر سطح این آثار، انسان، حیوان، گیاه، هندسه، خط، موجودات ترکیبی و نمادهای کیهانی در نظمی سنجیده کنار هم قرار گرفتهاند و جهانی تصویری را شکل دادهاند که هم تزئینی است، هم روایی، و هم حامل بخشی از روح زمانه خود.
اما الهام از چنین گذشتهای، اگر با شناخت همراه نباشد، به دو خطر نزدیک میشود: یا به تقلید سطحی و بازتولید بیجان نقشها میانجامد، یا در قالب استفاده تزئینی از میراث تاریخی، معنا و ساختار آن را نادیده میگیرد. مقاله حاضر بر اساس الگوی پژوهش خانم حبیبی، تلاش میکند نشان دهد که زیور معاصر چگونه میتواند به حافظه فرهنگی متصل شود، بیآنکه به نسخهای موزهای، خام یا صرفاً نوستالژیک تبدیل گردد.
زیور؛ شیء کوچک با ظرفیت فرهنگی بزرگ
زیور از آن دسته اشیایی است که به دلیل مقیاس کوچک، گاه کمتر از معماری، نگارگری یا فلزکاری بزرگمقیاس جدی گرفته میشود. با این حال، همین مقیاس کوچک باعث نزدیکی بیشتر آن به بدن و زندگی روزمره میشود. یک انگشتر، آویز، گلسینه یا گوشواره میتواند هر روز همراه صاحب خود باشد و در سکوت، روایتی از ذوق، باور یا تعلق فرهنگی او را منتقل کند.
این نزدیکی به بدن، زیور را از بسیاری از اشیای هنری متمایز میکند. تابلو یا ظرف ممکن است در فضای خانه یا موزه دیده شود، اما زیور در حرکت، در برخورد اجتماعی و در نسبت با پوشش و بدن معنا پیدا میکند. بنابراین طراحی زیور، تنها طراحی یک فرم زیبا نیست؛ طراحی رابطه میان شیء، بدن، نگاه و فرهنگ است.
در پژوهش سامره حبیبی، زیور به عنوان رسانهای برای بازتاب هویت فرهنگی دیده میشود. این نگاه، زیور را از سطح کالای مصرفی یا شیء زینتی فراتر میبرد و آن را در پیوند با تاریخ فلزکاری ایران، نقشمایههای سلجوقی و امکانهای طراحی معاصر قرار میدهد.
چرا ابریقهای فلزی سلجوقی؟
ابریقهای فلزی سلجوقی از آن رو اهمیت دارند که سطح آنها تنها محل تزئین نیست؛ بلکه میدان فشردهای از روایت، نماد، نظم و مهارت فنی است. هنرمند سلجوقی در این آثار، با سطح فلز مانند صفحهای برای اندیشه تصویری رفتار کرده است: کادر میسازد، حاشیه میگذارد، نقشها را در قابهای پیدرپی قرار میدهد و از تنوع، وحدت میآفریند.
این آثار برای طراحی زیور مناسباند، زیرا خود زیور نیز با سطح محدود و مقیاس کوچک سروکار دارد. همانگونه که هنرمند سلجوقی ناگزیر بوده در سطحی محدود، معنا و نقش را سامان دهد، طراح زیور نیز باید در فضایی کوچک، فرم، ماده، نقش و کارکرد را همزمان کنترل کند.
به همین دلیل، ابریقهای سلجوقی فقط منبع تصویری نیستند؛ بلکه نوعی مدرسه طراحی به شمار میآیند. آنها به طراح میآموزند که چگونه با کادر، ریتم، تکرار، تناسب، تراکم و خلأ کار کند و چگونه از نقش به ساختار برسد.
الهام؛ نه بازسازی و نه کپیبرداری
الهام در طراحی، عملی خلاقانه و تحلیلی است. طراح ابتدا باید اثر تاریخی را بفهمد: نقش از کجا آمده، در چه ساختاری نشسته، چه رابطهای با ماده دارد، چگونه با زمینه ترکیب شده و در چه مقیاسی دیده میشود. بدون این فهم، هر استفادهای از نقش تاریخی ممکن است به کپیبرداری یا مصرف تزئینی میراث تبدیل شود.
در پایاننامه خانم حبیبی، تأکید بر این است که الگو برداری محض از گذشته نمیتواند پاسخگوی نیاز طراحی امروز باشد. طراحی معاصر باید از ریشههای تاریخی تغذیه کند، اما در زمان خود سخن بگوید. این سخن گفتن یعنی توجه به بدن امروز، کاربرد امروز، سلیقه امروز و شیوه ساخت امروز.
بنابراین، نقش سلجوقی ممکن است در زیور نهایی به صورت کامل دیده نشود. گاهی فقط حرکت یک خط، شکل یک کادر، ریتم یک تکرار، یا کیفیت یک چهره به اثر منتقل میشود. اتفاقاً همین انتخاب و حذف آگاهانه است که اقتباس را از تقلید جدا میکند.
هویت ایرانی-اسلامی در طراحی امروز
پژوهش خانم حبیبی در فضایی نوشته شده که دغدغه احیای هویت ایرانی-اسلامی در طراحی معاصر را مطرح میکند. این دغدغه هنوز هم زنده است؛ با این تفاوت که امروز باید با دقت بیشتری درباره آن سخن گفت. هویت، مجموعهای از نشانههای ثابت و تزئینی نیست که هرجا خواستیم آنها را بچسبانیم؛ هویت زمانی معنا دارد که در ساختار، کیفیت، اخلاق تولید و صداقت معرفی اثر حضور داشته باشد.
اگر زیوری تنها یک نقش تاریخی را روی خود داشته باشد اما از نظر ساخت ضعیف، از نظر کاربرد آزاردهنده و از نظر معرفی مبهم باشد، نمیتواند حامل هویت فرهنگی به معنای جدی باشد. هویت در طراحی، هم به فرم مربوط است، هم به روش، هم به کیفیت ساخت، و هم به دانشی که پشت اثر قرار دارد.
از این منظر، سرو گالری میتواند نقش مهمی داشته باشد: نه فقط فروش زیور یا صنایع دستی، بلکه توضیح منشأ الهام، معرفی تکنیک، ثبت مواد و تفکیک میان اثر الهامگرفته، اثر بازسازیشده و اثر اصیل تاریخی.
زیور به عنوان رسانهای آرام
زیور برخلاف رسانههای پرصدا، اغلب آرام و نزدیک عمل میکند. کسی که یک آویز یا گلسینه با ریشه تصویری سلجوقی میپوشد، شاید در ابتدا فقط زیبایی آن را نشان دهد؛ اما اگر اثر شناسنامه و روایت داشته باشد، بهانهای برای گفتوگو درباره تاریخ هنر، فلزکاری، نقشمایه و فرهنگ میشود.
این همان نقطهای است که زیور از شیء مصرفی به شیء فرهنگی نزدیک میشود. البته این تبدیل، با ادعا اتفاق نمیافتد؛ با کیفیت طراحی، صداقت در معرفی و امکان خواندن اثر رخ میدهد.
در طراحی معاصر، هر اثر الهامگرفته از گذشته باید بتواند به دو پرسش پاسخ دهد: چه چیزی از گذشته گرفته شده است؟ و این دریافت، در زندگی امروز چه ضرورتی دارد؟ اگر پاسخ روشن باشد، زیور میتواند رسانهای کوچک اما مؤثر برای حافظه فرهنگی باشد.
جمعبندی
پایاننامه سامره حبیبی نشان میدهد که بازگشت به گذشته، زمانی ارزشمند است که با مطالعه، تحلیل و انتخاب همراه باشد. ابریقهای فلزی سلجوقی به دلیل غنای نقش، نظم سطح و کیفیت فنی، منبعی مناسب برای طراحی زیور معاصر هستند؛ اما این منبع باید فهمیده شود، نه فقط دیده شود.
زیور معاصر میتواند حامل حافظه فرهنگی باشد، به شرط آنکه هم به بدن امروز وفادار بماند و هم با سنت تاریخی صادقانه مواجه شود. چنین زیوری نه تقلید از گذشته است و نه بریدن از آن؛ بلکه گفتوگویی میان تاریخ، بدن، ماده و طراحی است.
منابع و بازبینی
- سامره حبیبی سلماسی، طراحی و ساخت زیورآلات با الهام از نقوش ابریقهای دوره سلجوقی، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، زمستان ۱۳۹۴
- بازنویسی و تنظیم برای وبسایت سرو گالری